خرید بک لینک

پارسال مهرماه بود که وارد محیط کار شدم و الان بعد یکسال فرصت کردم که ثبت کنم .. بعد کلی درس خوندن و شب و روز تلاش بالاخره آزمون رو قبول شدم و وارد کار شدم.کار و عشق بگذریم.. امسال برای چهارمین بار قسمت شد مشرف بشیم زیارت حضرت ارباب .. سفریه که دوست نداری برگردی کاش میشد همیشه کنار حضرت ارباب موند ولی واقعا ترس من اینه اون دنیا .. میدونم بدم ولی درهم بخر ما رو یااباعبدالله بحق نازدانه ی سه ساله ت

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 2:47


سلام ...

اندکی صبر . . .

این مطالب رو هر وقت اومدی اینجا برای چندمین بار هم که شده برای خودت یادآوری کن:

1- نماز قضا اگه داری از همین امروز شروع کن بخون همچنین روزه قضا و خمس ..

2- امروز هم اگه یه فرصت کوچولو گیر آوردی بگو "مهدی جان دوستت دارم "

3- امشب موقع خواب یه چک کن ببین گناهی انجام دادی که ابروریزی داشته باشه ؟

4- یکی از گناهان تکراری رو به هر زحمتی که هست بنداز برای چند ساعت بعد ....

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 5:27

و روزی

با روح و جانی پاره پاره

با آرزوهای مرده در آغوش

با امیدهای ب تاریکی ختم شده

با قلبی خاکستر شده..

خسته

زخمی

با دردی عمیق

خدا را ملاقات خواهم کرد..

تاريخ پنجشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 14:27

من قول میدهم پای قول هایم بمانم..

قول میدهم تا آخرین روز نفس کشیدنم ذوق آرزوهایم را داشته باشم..

قول میدهم اگرروزی آرزوهایم را درآغوش کشیدم اشک شوق امانم ندهد..

و چقدر شرمسارشود دنیا از ذوق و اشک های من..

تاريخ جمعه سی ام دی ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:44

شب داستانش جداست

از تمام ساعتهای روز ..

عمیق تر است

تنهاتر..

کشنده تر..

فریادش بیصداست..

و

شب زنده داران

غرق شدگانند..

تاريخ یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱سـاعت نويسنده گدای حضرت رقیه (سلام الله علیها)| |

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:44

خاطراتگاهی با خاطرات بد خنده ت میگیره و گاهی ب یادخاطرات خوب بغض میکنی...یادایام بخیر..چقد دلم تنگ دوره ی مجردیهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 4:26

واقعا چقد حیف ک وب نویسی خییییلی کمرنگ شده.یادش بخیر چ روزایی ک شادیا و غم و همه ی هیجاناتمو اینجا مینوشتم.کجایی جوانی ک یادت بخیر.ازدواج کردیم.بچه دار شدیم.مسئولیت های سنگین و سنگین تر اومد رو دوشمونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 5:21

سال ۹۹ هم با وجود منحوس کرونا و ترس و وحشتش بین مردم شروع شدنمیدونم چرا هیچوقت ترسی نداشتم از کرونا ، حس میکنم اونقدر حس ناامیدی و غم توی چندسال اخیر بخصوص پارسال داشتم ک دیگه حسم مرده نمیدونم شاید..اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 5:21

همیشه اواخرسال یاد م میفته اینجا بنویسم.البته همیشه یادمه ولی این ساعات اخر حسش بیشتره.

ان شاالله سال جدید بهترین سال همه باشه و همه ب آرزوهای خوبشون برسن با سلامتی و خوشی.

من درحال شیردادن و خوابوندن محمدحسینم و آقا مصطفی دیدن برنامه عصر جدید.حس خیلی خوبی دارم ب سال جدید .حس میکنم بابزرگ شدن محمدحسین آرامش و شادیم بیشتر میشه.اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:02

ای بر پدرت دنیا آهسته چه ها کردی! 

دلتنگم😔

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 13:01

بالاخره انتظارمون ب سر رسید و بعد از ۹ ماه کامل بامداد دو و نیم ۳۰ تیر در بیمارستان نجمیه آقا محمدحسین چشم ب دنیا گشود باشد ک پیرو راه اباعبدلله شود الهی آمین.

روزهای سخت و شیرینی رو داریم پشت سر میگذاریم و بسی شب زنده داریم و ب گمان تاوان روزهاییست ک باید ب عبادت بیدارمیماندیم و سربسجده ب درگاه حضرت حق مشغول عبودیت میبودیم ولیکن با تمام سختی اش نوش جانمان باشد و قسمت خواهانش.

تاريخ سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶سـاعت نويسنده گدای خانم رقیه (سلام الله علیها)| |

برچسب: محمدحسین,داریبچه, نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 1:26

وعسی أن تکرهوا شئ و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شئ و هو شر لکم و الله یعلموأنتم لاتعلمون...چه بساچیزهایی را که کراهت میدارید اما خیر شمادرآن است وچه بساچیزهایی راکه دوست میداریداما به ضرر شماست وخدامی داند وشمانمی دانید. سلام ...اندکی صبر . . . این مطالب رو هر وقت اومدی اینجا برای چندمین بار هم که شده برای خودت یادآوری کن:1- نماز قضا اگه داری از همین امروز شروع کن بخون همچنین روزه قضا و خمس ..2- اادامه مطلب

برچسب: همینجوری,نوشت۵, نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 1:26

وعسی أن تکرهوا شئ و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شئ و هو شر لکم و الله یعلموأنتم لاتعلمون...چه بساچیزهایی را که کراهت میدارید اما خیر شمادرآن است وچه بساچیزهایی راکه دوست میداریداما به ضرر شماست وخدامی داند وشمانمی دانید. سلام ...اندکی صبر . . . این مطالب رو هر وقت اومدی اینجا برای چندمین بار هم که شده برای خودت یادآوری کن:1- نماز قضا اگه داری از همین امروز شروع کن بخون همچنین روزه قضا و خمس ..2- اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 1:26

۴۷ امین روز چشم گشودن بدنیای آقامحمدحسین روزهای خیلی سختیه برای من.بااینکه محمدحسین هیچ اذیتی نداره و بچه ی خیلی خوبیه ولی برام خیلی سخته بچه داری.تنها سختی ک محمدحسین داره اینه ک دوست داره یکی بشینه چشم تو چشمش باهاش حرف بزنه و این نمیذاره بخودم و خونه برسم .یه نرم افزاری هم ازبازار دان کردم ک باعث شده معنی گریه هاشو بفهمم مثلا وقتی بیشتر صدای" ن" از گریه ش میاد یعنی گشنشه وقتی بیشتر صدای" آوووووادامه مطلب

برچسب: روزهای, نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 1:26

خدانکند نگاهم سمت تو روانه شود

دلم برای دیدنت مدام دیوانه شود

خدانکنددین و ایمانم نشانه شود

ک گریه های روضه بهانه شود...

درمورداین متن منتظر انتقاد و نظر ازعزیزان هستم!

تاريخ شنبه یکم مهر ۱۳۹۶سـاعت نويسنده گدای خانم رقیه (سلام الله علیها)| |

برچسب: نویسنده: هلیا دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 1:26

صفحه بندی